حق رای و هنر بازی با انتخابات

تاریخ بازی در انتخابات و یا همان استفاده از حق رای تاریخی پر از جنب و جوش است. برای آشنایی با این تاریخ جستارهایی را از یوهان گالتونگ پژوهشگر صلح نروژ و تصویر تاریخ حقوق بشر با رنگ را می آورم. یوهان گالتونگ اعتقاد دارد: تاریخ حقوق بشر و مبارزه برای آن به سه دوره  و یا رنگ می توان تقسیم کرد. ۱- آبی ۲- قرمز ۳- سبز

و حقوق آبی رنگ و یا همان حقوق شهروندی است که شامل حق رای و حق تعیین سرنوشت خود با دخالت در انتخابات و حق فعالیت آزاد احزاب سیاسی است. این مرحله تاریخی با انقلاب فرانسه به اوج خود میرسد و دوره نوین حق تعیین سرنوشت بشر به دست نمیاندگان خود آغاز می شود

 حقوق قرمز و یا همان حقوق اجتماعی مانند حق تعیین هشت ساعت کار در روز٬ مرخصی با حقوق٬ حق بهداشت٬ حق بیمه های اجتماعی٬ حق دسترسی به کار و … این مرحله از حقوق بشر با انقلاب اکتبر روسیه به اوج خود میرسد. بعد از این انقلاب است سرمایه درغرب مجبور به تساهل با نهاد هایی که توسط همه شاغلین در صنف های خود به وجود آمده اند می شود. که در چانه زنی های نفس گیر در طول دهه ها به ساخت جامعه هایی نظیر دولت رفاه اجتماعی در نروژ در مدل سوسیال دمکراسی آن می شود

 حقوق سبز و یا همان حقوق محیط زیستی انسان  با محیط پیرامون خود. در این مرحله انسان به حقوق محیط زیستی خود واقف می شود. درک می کند که دیگر صحبت از نجات یک ملت و یا قاره مطرح نیست. باید در همکاری همه جانبه نسل انسان را که در خطر انقراض تا صد هزار سال دیگر قرار دارد نجات داد. این تفکر برای همه موجودات و طبیعت حقوق محیط زیستی ان را به رسمیت می شناسد و به آن احترام می گذارد

یوهان گالتونگ می گوید: این که نسل بعدی حقوق بشر چه رنگی خواهد داشت را نسل های آینده و نیازهای طبیعی آنها تعیین خواهد کرد و این راه  برای همیشه باز است

گذار از هر دوران مستلزم ورود به دوران قبل از خود است و راه میان بری وجود ندارد

تاریخ احزاب و تشکیل آنها با این سه نسل حقوق ارتباط مستقیم دارد

در سال های نخست تنها کسانی حق رای داشتند که کار می کردند و مالیات پرداخت می کردند. بعدها  کشاورزان و دهقانان و زنان و بیشتر اقشار اجتماعی شامل این حقوق می شوند

در سال های نخست انتخابات در کشورهای اروپای هنوز احراب سیاسی وجود نداشتند لیست های انتخاباتی اعلام می شد که مردم فقط می توانستند از بین این لیست ها کسی را انتخاب کنند. که فقط یک لیست انتخاباتی وجود داشت

کم کم چون این لیست ها طولانی شده بودند و ممکن بود یک لیست تا بیش از هزار اسم کاندیدادها را شامل شود یک لیست به دولیست انتخاباتی تغییر کرد. دوران زاده شدن چپ و راست در سیاست. طبق قانون اگر یک لیست به دولیست تغییر می کرد دیگر نمی شد به یک لیست برگشت. و اگر دو لیست به سه و چهار لیست تقسیم می شد دیگر نمی شد به حالت اول برگشت و ظبق قانون ممنوع بود. به این شکل به صورتی خزنده هر تفکر اقتصادی و منافع گروهی تجمعات مختلفی با آرزوهای مختلف دور هم گرد آورد و برای رسیدن به اهداف اقتصادی٬ اجتماعی و سیاسی خود احزاب خود را تشکیل دادند. به این شکل تاریخ رای تاریخ منافع شخصی در یک جامعه در ارتباط با دیگر انسان هاست. شما به حزبی رای می دهی که بیشترین منافع را برای شما دارد و نه چیز دیگری. . باید بتوانیم از سیاست تقدس زدایی کنیم و هر جریان سیاسی را تها بر مبنای منافع شخصی و گروهی و خانوادگی خود ارزیابی کنیم. هر چه منافع شما در برنامه های یک حزب بیشتر باشد شما باید به آن حزب رای دهید. رای شما منافع شماست و نه هیچ کس دیگری. نه من و نه هیچ دوست دیگری. حتی اجازه نیست از شما پرسیده شود به چه حزبی رای داده اید این کار غیر قانونی است و جرم دارد

دو لیست شدن انتخابات سر آغاز تقسیم مردم به تفکر چپ و راست در سیاست می شود

کسانی که اعتقاد داشتند که هیچ کسی حق کنترل سرمایه و سود تابع از ان را ندارد و این حق مسلم یک سرمایه دار است در جبهه راست قرار می گیرند. این جناح برای چانه زنی برای دادن کمترین امکانات و مزایا به کارمندان٬ کارگران و همه شاغلینی که تحت استخدام دائم و یا موقت  انها قرار دارند تشکیل شده است. بعدها دست به تشکیل احزاب خود زدند که منافع انها را در عمل به تحقق برساند

همه شاغلین نهادی سراسری دارند بنام سازمان کشوری که وظیفه آن حمایت از حقوق همه شاغلینی است که عضو این نهاد سراسری می باشند (   http://www.lo.no/  LO). نماینده های این نهاد است که هر سال با نهاد های وابسته به کارفرمایان ) https://www.nho.no/  NHO) به مذاکره و چانی زنی باری تعیین افزایش حقوق سالانه٬ کمتر شدن ساعات کار و طولانی تر شدن مرخصی های سالانه و دیگر مزایا می پردازند

تقسیم شدن لیست های انتخاباتی به دولیست و تقسیم شدن این لیست ها به لیست های بیشتر در هر دو سوی خط چپ و راست که رابطه با مستقیم با ارزش اضافه در جامعه دارد باعث شد که بتدریج از درون این لیست های انتخاباتی احزاب بدنیا بیایند. که هر حزبی  یا در چپ قرار دارد و یا در راست. به کلامی ساده این پولهای درآمد دولت چطوری خرج شود و از چه کسی کرفته شود

همه دعوا و جنجال بر سر همین نکته است که این در آمدها چگونه با تقسیم مالیات ه و کم و زیاد شدن آن با کم و زیاد کردن سوبسیدها بر خدمات و سرویس های دولتی ان را جبران کنند. به عبارت ساده با کمتر دادن مالیات شما باید در جای خود پول بیشتری برای خدماتی که قبلا مجانی بود پرداخت کنید. سایه ای که معمولا در برنامه احزاب جناح راست مانند یک روح در تاریکی باقی می ماند

جایگاه هر حزبی را می توان از ارتباط او با ارزش اضافه (سود محصولات تولید شده)  در جامعه و دیگاه آنها در تقسیم ارزش اضافه با کسانی که آنها را تولید می کنند مانند کارگران و کارمندان و… پیدا کرد

در هر دو سوی خط چپ و راست احزاب سنتی قرار دارند که با سابقه دهها سال سابقه٬ دارای اعضا و هوادارن سنتی خود هستند.  در کنار آنها احزاب کوچکتری در هر دو سوی خط قرار دارند که در نحوه استفاده از منابعی که در بودجه کلی در اختیار دولت قرار می گیرد  و استفاده از آن  از همدیگر قابل تفکیک هستند

احزاب نروژ و جایگاه انها در دو سوی جریان های سیاسی.

احزاب راست در قدرت: دولت اعتلافی از حزب راست و حزب ترقی خواه تشکیل شده است که دو حزب دیگر در نقش متحدین این دولت عمل می کنند ولی در دولت قرار ندارند. ولی در موضوعات مهم باید دو حزب در دولت اول با این دو حزب متحد کنار بیایند تا بتوانند در مجلس در تصویب دیدگاهها و برنامه های اقتصادی خود رای اکثریت را داشته باشند. اگر هر زمانی دولت اعتلافی نتواند در اجرای یک برنامه که مورد مخالفت اپوزیسون می باشد به موافق نرسند دولت دیگر اکثریت ندارد و سقوط می کند.

جناح راست در قدرت: دولت اعتلافی از حزب راست و حزب ترقی خواه تشکیل شده است که دو حزب دیگر Venstre و KRF متحد تشکیل این دولت هستند ولی در دولت قرار ندارند. ولی در موضوعات مهم باید دو حزب در دولت اول با این دو حزب متحد کنار بیایند تا بتوانند در مجلس در تصویب دیدگاهها و برنامه های اقتصادی خود رای اکثریت را داشته باشند. اگر هر زمانی دولت اعتلافی نتواند در اجرای یک برنامه که مورد مخالفت اپوزیسون می باشد به موافق نرسند دولت دیگر اکثریت ندارد و سقوط می کند

احزاب میانی نقش میزان در دولت ها را دارند و با وجود آرای کم خود نسبت به احزاب بزرگتر در کنار دولت های اعتلافی به بخشی از خواسته های بلند مدت خود میرسند

  • حزب راست Høyre
  • حزب ترقی خواه FRP
  • دولت در قدرت را تشکیل می دهند
  • حزب مسیحی مردمی KRF
  • حزب چپ Venstre
  • ( به شکلی متشکل از تکنوکرات ها و تحصیل کردگان دانشگاهها  که این تصویر در سال های اخیر تضعیف شده است.)
  • این دو حزب متحد دولت به حساب می روند

حال فرق نمی کند شما به کدام حزب در این جبهه رای می دهید. اگر این حزب در جبهه راست باشد دولت راست با حزب ترقی خواه   تشکیل خواهد شد. تعداد وزرا بر مبنای تعداد کرسی های مجلس و چانه زنی برای اجرای برنامه های مهم خود در وزارتخانه های مورد نظر تعیین خواهد شد.

احزاب چپ:

حزب کارگران که بزرگترین حرب نروژ می باشد و بزرگترین جزب جبهه چپ در نروژ می باشد. Arbeiderpartiet

حزب میانی Sentrpartiet

که در اصل یک حزب دست راستی است ولی حاضر به تشکیل دولت با حزب ترقی خواه نیست که در اعتلاف با حزب راست قرار دارد. از این رو در جناح چپ قرار دارد ولی با نظریات اقتصادی راست

حزب سوسیالیست چپ طرفدار تقسیم هر چه بیشتر ارزش اضافه با تولید کنندگان آن و قشر های ضعیف جامعه. سرمایه گذاری هر چه بیشتر برای مدارس و کودکان٬ طرفدار سازماندهی نگهداری از سالمندان توسط نهادهای وابسته به دولت است که به این سیوه کنترل کیفت خدمات به سالمندان تبدیل به محل درآمد زایی نشود. و اگر سودی است برای سالمندان استفاده شود. مخالف اتم و جنگ و … از احزاب سبز نیز به شمار میرود SV .

حزب سرخ Rødt

از احزاب چپ با نگاهی انقلابی به تغییر درجامعه. خواستار تعداد بیشتر مهاجر و هر چه بیشتر قدرت در دست نمایندگان مردم و تقسیم هر چه بیشتر ارزش اضافه در بین تولید کنندگان آن

جوکر انتخابات امسال حزب محیط سبز می باشد  MDGحزب محیط سبز که برای هر چه سخت تر کردن قوانین آلودگی هوا و حرکت به سوی جامعه ای که در آن سال به سال سوخت های فسیلی کمتر شود معروف شده است. این حزب با هر جناحی چه در چپ و چه در راست می تواند در عمل وارد دولت اعتلافی شود. بخاطر همین مورد انتقاد بخش های از جناح چپ به غیر قابل اعتماد بودن متهم می شود

یکی از شیوه های شناخته شده احزاب تندرو جناح راست حمله به قشر های ضعیف جامعه چون مهاجرین٬ اقلیت های مذهبی و کسانی است که بخاطر موقعیت اجتماعی خود توانائی دفاع از خود را ندارند. به این شیوه مسئولیت همه ضعف های اقتصادی جامعه متوجه یک قشر می شود ولی اهداف اصلی آنها پشت شعارهای تبلیغاتی و عامه پسند مخفی می ماند. دلایل اتخاذ چنین سیاست هایی را باید در بین اقشاری که از حق رای حود استفاده می کنند جستجو کرد. این تاکتیک شناخته شده همه احزاب شبهه فاشیستی اروپایی چون حزب اف آر پ  در دولت اعتلافی فعلی نروژ می باشد که به شکلی سیستماتیک در همه انتخابات ۲۵ سال اخیر مورد استفاده قرار گرفته و روز بروز بیشتر به نفع جریان های راست تندرو مثبت بوده است

برای درک بیشتر این سیاست باید دید چه کسانی معمولا رای می دهند و در رای گیری ها شرکت می کنند

رای دهنده گان را می توان در چند گروه تقسیم کرد

۱- کسانی که به شکلی سنتی عضو یک حزب و یا طرفدار آن هستند و هر شرایطی به آن حزب رای خواهند داد

حدود ۱۵ تا ۳۰ در صد رای دهندگان کسانی هستند که معمولا تا روز آخر تصمیم نگرفته اند به چه حزبی رای دهند. ( کسانی که معمولا نتایج انتخابات را در سطح ملی رقم می زنند.) احزاب پپولیستی روی این بخش سرمایه گذاری می کنند که بیشتر با عاطفه و نه با منطق به پای صندوق رای می روند این گروه معمولا طعمه اصلی احزاب پوپولیستی چون اف آر پی می شوند و مانند چاقویی میشوند که دسته خود را می برد

 رای دهندگان حرفه ای که در هر دو سوی جناح چپ و راست وجود دارند. این طیف از رای دهندگان به هیچ حزبی تعلق ندارند ولی زاویه نگاه همیشه آنها را در یکی از این دو جبهه قرار می دهد

مثال: هنرمندان و فرهنگیان زیادی در نروژ به احزاب چپ تعلق دارند ولی از سیاست های حزب کارگران که بزرگترین حزب چپ است راضی نیستند. در صورت پیروزی احزاب چپ باید با احزاب کوچک دیگر این جبهه دولت اعتلافی و حمایتی را تشکیل دهد. هر چه احزاب کوچکتر که خواستار مزایای بیشتری باشند قوی تر شوند حزب کارگران ضعیف تر می شود و مجبور می شود از سیاست های راست گرانه خود بیشتر فاصله بگیرد و این رای دهندگان بیشتر به منافع خود نزدیک می شوند

مثال: رای دهندگان حرفه ای احزاب دست راست حرفه ای

مانند سنتر پارتی و یا اس پی که تحت هیچ شرایط حاضر نیست با حزب ضد مهاجر و شبه فاشیستی اف آر پی  دولت اعتلافی تشکیل دهد و آن را برخلاف روحیه همبستگی که این حزب به آن اعتقاد دارد می داند. رای به این حزب که به صورت سنتی در راست قرار دارد منجر به تشکیل دولت چپ خواهد شد. در این صورت این حزب طبیعی است به صورت ترمزی در طرح های بلند پروازانه رفاه اجتماعی دولت چپ قدم بردارد

یا به ونستره و یا ک آر اف احزاب میانه رای می دهند که با این شکل بتوانند بیشتر دولت اعتلافی راست را به خط میانه اقتصادی نزدیک کنند

 به حزب اف آر پی رای دهند که هر چه بیشتر دولت دست راستی را در زدن قرارداهای اجتماعی که دهها سال پیش به تصویب رسانده است (شیوه ترامپیسم در سیاست و زدن زیر همه قراردادهایی که به نفع آمریکا و یا سرمایه نیست)مجبور کنند. قراردادهای بزرگ اجتماعی که بین نهاد های بزرگ هر دو جناع در سال های بعد از جنگ جهانی نوشته شده و هنوز رعایت می شود و هزینه بالایی را به گردن کارگزارن می گذارد. با قوی تر شدن احزابی چون اف آر پی  در راست و حزب سرخ  در چپ قرارداهای اجتماعی موجود در خطر تغییرات بنیادی قرار می کیرند.

رای دهندگان حرفه ای

درهر دو جبهه چپ و راست رای دهندگان حرفه ای وجود دارند که با رای دادن خود به احزاب کوچکتر از آنها به عنوان اهرمی در بدست آوردن خواسته ها اجتماعی و اقتصادی  و منفعت های شخصی و گروهی خود استفاده می کنند

هر رای شما در تشکیل دولت آینده سرنوشت ساز است

. ایرانیان درصد پائینی در شرکت در انتخابات های نروژ داشته اند و از حق رای خود استفاده کرده اند

تنها حدود ۴۰ در صد از ایرانیان دارای حق رای در انتخابات های گذشته از حق شهروندی خود استفاده کرده اند. ایران٬ سومالی٬ افغانستان٬ عراق از جمله کشورهایی هستند که مهاجرین این کشورها در نروژ پایین ترین درصد شرکت فعال در انتخابات را به خود تخصیص می دهند.

درانتخابات های گذشته تغییری محسوس و مثبت و نشانه هایی از بیشتر شدن درصد حضور ایرانیان در انتخابات نروژ به چشم می خورد. ولی هنوز تا سطح مطلوب فاصله زیادی دارد و باید دید در این دوره چند درصد ایرانیان به سرنوشت خود در نروژ حساسیت نشان داده اند. هر چه درصد شرکت ایرانیان در انتخابات محلی و مجلس بیشتر شود قدرت این گروه در تاثیر گذاری بر سرنوشت خود در نروژ افزایش خواهد یافت

امیر میرزایی

https://no.wikipedia.org/wiki/Johan_Galtung